
با تشکر از تابناک
ادامه مطلب
روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتیش را پرسید ، پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذست و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."
سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟"
.......
ادامه مطلب
| بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین |
To fall in love عاشق شدن To laugh until it hurts your stomach آنقدر بخندی که دلت درد بگیره To find mails by the thousands when you return from a vacation. بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری To go for a vacation to some pretty place. برای مسافرت به یک جای خوشگل بری To listen to your favorite song in the radio. به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی To go to bed and to listen while it rains outside. به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی To leave the Shower and find that the towel is warm از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! To clear your last exam. آخرین امتحانت رو پاس کنی .......... |
ادامه مطلب
ادامه مطلب
......
ادامه مطلب
روزي در يك دهكده كوچك، معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصويري از چيزي كه نسبت به آن قدردان هستند، نقاشي كنند. او با خود فكر كرد كه اين بچه هاي فقير حتما تصاوير بوقلمون و ميز پر از غذا را نقاشي خواهند كرد. ولي وقتي داگلاس نقاشي ساده كودكانه خود را تحويل داد، معلم شوكه شد.
او تصوير يك دست را كشيده بود، ولي اين دست چه كسي بود؟
ادامه مطلب
در اینترنت مطلبی دیدم با عنوان "ده پیشگویی تاریخ دنیا که خلاف آن ثابت شد". با خود اندیشیدم این مطالب زمانی از نگاه بزرگان قطعی بوده اند ولی حالا خلاف آنها ثابت شده است چه بسا بسیاری از مطالبی که ما آنها را قطعی میدانیم در آینده همین سرنوشت را پیدا نکنند.
پس نباید خود را در حصار باورهایمان محدود کنیم و باور داشته باشیم که شاید بشود ....!!!!!
تعدادی از این پیشگوییها عبارتند از:
.........
ادامه مطلب
ادامه مطلب
کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
يک روز زلزله ای کوه را به لرزه درآورد و باعث شد که يکی از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسيد که پراز مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيری داوطلب شد تا روی آن بنشيندو آن را گرم نگه دارد تا جوجه به دنيا بيايد.
يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد. جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولی نکشيد .....
ادامه مطلب
۷ سال قبل، یک دختر چینی به نام «کویان هونجیان» وقتی سه ساله بود، تصادف وحشتناکی کرد. پزشکان برای نجان دادن این دختر، مجبور شدند، پاهایش را به طور کامل قطع کنند.
ادامه مطلب
چقدر خوبه كه هر از گاهي باورهايمان را يه مروري كنيم. بد نيست ادم چند وقت يه بار ذهنيات و تفكراتش رو خانه تكاني كنه .واضح تر بگم.ما در مورد رفتار و افكارمون بيشتر از اونيكه فكر كنيم بر حسب عادت فكر ميكنيم و عمل ميكنيم. براي چند لحظه بدون تعصب اين مطلب رو بخونيم.
قبل از ادامه بحث ازمايش زير را بخوانيد خيلي جالب و خواندني است:
......
ادامه مطلب
هر روز میلیونها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنجهایی در عذابند. این آدمها چندان موفق بنظر نمیرسند.
روزهای بد، روزهای بدتری بدنبال خواهد داشت. بنظر میآید دائما وقایع وحشتناكی در حال وقوع است، استرس همیشه وجود دارد، از خوشی خبری نیست و روابط بین افراد در حال از هم پاشیده شدن است. بهترین ساعات عمر با نگرانیها و دلمشغولیهای بیمورد تلف میشود. امكان لذت بردن از زندگی وجود ندارد. دوستی ها از بین میروند و زندگی بیرحم و كسالت آور بنظر می رسد. و امكان لذت بردن از زندگی وجود ندارد.
جملات بالا توصیف حالات روحی شما نیز بود؟ اگر اینطور است ناامید نشوید .شما میتوانید به انسانی كاملا متفاوت تبدیل شوید.
فقط كافیست به راز 10/90 پی ببرید و از آن در زندگیتان استفاده كنید.
این راز میتواند زندگیتان را تغییر دهد. این راز چیست؟
با تشکر از سایت علم اعداد
ادامه مطلب
با تشکر از سایت شادی
ادامه مطلب
یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود:
(( دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت!!. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت 10 صبح در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت مي کنيم .
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت می شدند اما پس از مدتی ، کنجکاو می شدند که بدانند کسی که مانع پیشرفت آن ها در اداره می شده که بوده است . .....
ادامه مطلب
اگر یک کارگر بی سواد بتواند یک اصطلاحی را در دنیا شایع کند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح کل ایران گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم. فکر می کنید چرا پیامبرمان می فرمایند "فرزندان خود را به نام های نیک خطاب کنید "
........
ادامه مطلب
اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است، دست شو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: " تو انسان نیستی" .
با تشکر از سایت روزنه آنلاین
ادامه مطلب
"خلاقیت" خصیصه ایست که در ذات بشر به ودیعه نهاده شده. از پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات روزمره زندگی گرفته تا بزرگترین دست آوردهای فکری و هنری، انسان از نیروی عظیم ابتکار و خلاقیت خود کمک می گیرد. عشق به خلاقیت در انسان از عطش درونی او برای اثبات هویت و بروز موجودیت و نشان دادن توانائی های خود به دیگران سرچشمه می گیرد، ضمن اینکه عشق به باقی گذاردن یک اثر (حتی به شکل تولد یک کودک) نیز گوئی با فطرت بشر به نحو مرموزی عجین شده است.
ادامه مطلب
یادداشتی از طرف خدا
به: شما
تاريخ : امروز
از: خالق
موضوع : خودت
من خدا هستم. امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم .
ادامه مطلب
عشق هنوز هم نمرده است
هرچند بعضی از این عکسها تاثر برانگیز است
اما عشق و علاقه ای که در آنها نسبت به زندگی (با همه
کمبودها) مشاهده می شود
واقعا زیباست
با تشکر از: پارسی پیکس
ادامه مطلب
در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آن جا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میان سالی متوجه نوازنده شد، از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیهای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بیآن که توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسهاش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد ......
ادامه مطلب
اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید
به نکتههاى زير توجه کنيد:
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسيبهاى جنگ، 
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
وضعيت شما از وضعيت 500 ميليون نفر در دنيا بهتر است.
ادامه مطلب
در فرهنگ ما حادثه ای غمبار تر از جریان عاشورا نیست ولی آیا نمیتوان به این حادثه نیز نگاهی عاشقانه و زیبا داشت؟ مگر نه این است که حضرت امام حسین هرچه به زمان شهادتشان نزدیکتر میشدند چهره شان برافروخته تر می شده است؟ مگر نه این است که زمان دیدار معشوق نزدیکتر می شده است؟ مگر نه این است که امام در آخرین لحظات رضای خود به رضای معشوق را زمزمه می کنند؟ مگر نه این است که رضایت آخرین حد آرامش و فرح است؟ .................و مگر نه این است که بانوی بزرگ کربلا فریاد برمی آورد که: " ما رایتُ إلا جمیلاً ".
پس براستی بر چه باید گریست بجز بر عدم کسب مقام رضا به رضای خدا از طرف خودمان؟؟؟
این هم ۲ اثر عاشورایی زیبا:
این هم پست سال گذشته
اين دختر با اينكه از بدو تولد بدون دست به دنيا آمده اما كارهايي انجام ميده كه شايد برخي از ما نتونه

ادامه مطلب
روزي شيوانا از كنار مزرعه اي مي گذشت. زن و مرد حواني را ديد كه به زحمت در حال كشت و زرع هستند. مرد به محض ديدن شيوانا به سوي او دويد و در حالي كه زنش او را همراهي مي كرد، هراسان گفت: «استاد! تمام اميد من و خانواده ام به نتيجه اين كشت و زرع است. اگر آفتي بيايد يا اتفاق ناگواري بيفتد شايد چند ماه آينده تمام چيزي را كه داريم از دست بدهيم و به فقر و تنگدستي بيفتيم. ما را راهنمايي كن تا از اين نگراني بيرون بياييم.»
شيوانا نگاهي به زن و مرد جوان انداخت و گفت:.....
ادامه مطلب
روزي برادر مجرد پيش خود انديشيد: اين منصفانه نيست كه ....
ادامه مطلب
در حالي كه خشكسالي پيشرفت مي كرد و به نظر مي رسيد كه هميشگي خواهد بود، تعدادي از كشاورزان آمريكاي شمالي نسبت به آينده خود نااميد بودند. باران نه تنها براي محصولات بلكه براي زنده نگه داشتن مردم شهر نيز حياتي بود. زماني كه مشكل وخيم تر شد، كليساي محل درگير موضوع شد. آنها تصميم گرفتند دعا كنند و از خدا بخواهند كه باران ببارد.
همه مردم در كليسا جمع شدند و .....
ادامه مطلب

